خرید بک لینک
•معشوقِ یک بار مصرف! پیش تر تنها به عنوان یک فرضیه بدان باور داشتم اما حالا پس از گذشت دوسال از آخرین تجربه ی امانت گرفتن کتاب های کتابخانه ای دیگر هیچ کتابی را به امانت نگرفتم و علیت آن چیزی به جز حساسیت من نسبت به آنچه به من تعلق ندارد نیست.تا همین یک روز پیش برای خود چارچوبی خیالی در ذهن داشتم که سر دربش با فونتِ{Aban Bold} با سایز {24} نوشته شده بود: "دریافت کتاب امانتی ممنوع".تا همین یک روز پیش چارچوب و نوشته ی سردرب در جای خود انجام وظیفه میکردند تا اینکه. . .شکاندم، قانون و چارچوبِ ذهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حیدری تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 5:00

کمرش را به سمت جلو قوس داده و انگشتر را با دو انگشتی که از سرما در درون دست کش پنهان شده بود،گرفته بود. کلاه پشمی ای که از ظهور اولین پرزهای میلی متری اش زمان زیادی می گذشت،به او ظاهری مظلومانه تر بخشیده بود. در آن روز پس از دیدن صحنۀ اعتصاب رانندگان تاکسی در مقابل ساختمان مدیرت و نظارت بر تاکسی رانی،فکر نمیکردم بعدتر با صحنۀ متاثر کننده تری رو به رو شوم اما استثنا در اینجا خودنمایی کرد.پیش تر از این ها هم با صحنه هایی متحیرکننده مواجه شده بودم اما هیچ پنجم اسفندی تا به حال به این اندازه دل خراشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حیدری تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 5:00

برچسب: نویسنده: نگار حیدری تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 11:29

در دنیا کسی آرزو به دل نمی ماند. . .اصلا دل که خانه ی آرزوها نیست،تنها یک زادگاه به شمار میرود.از همان کودکی از ما خواسته شد که آمال خود را بیان کنیم؛ روزهای بسیاری را روبه روی تخته هایی که رنگشان هم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حیدری تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 12:59

آنگونه که گـــل های گلدانی به پنجره زل زده اند، خـــیال میکنم بیهوده به در خیره شدم،
شاید قرار است از پنجره،با نور مهتاب به خانه برگردی

برچسب: نویسنده: نگار حیدری تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 12:59

•چهار روز پس از آغاز آخرین ماه سال،یعنی پنجم اسفندماه،در نیمه های آغازین شب،هنگامی که به قصد خانه، دانشگاه را ترک کردم، تصویری زنده از یک پیربابا در خیابان کارگر جنوبی نگاهم را منجمد کرد.می گویم پیر بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حیدری تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 12:59

صفحه بندی